LEON GOLD · MUSEUM
موزهی طلا
طلا از برخورد ستارهها میآید، در رودها پیدا میشود، و سه هزار سال است که دست زرگرهای این سرزمین به آن شکل میدهد. پنج تالار، از عنصر ۷۹ تا ویترین امروز.

تالار ۱
طلا چیست
فلزی که نه زنگ میزند، نه کدر میشود، و از هر فلز دیگری چکشخوارتر است. چرا؟
نام لاتینش aurum از ریشهای به معنای «درخشیدن» است، همریشه با نام سپیدهدم، و نمادش در جدول تناوبی از همینجاست: Au. هر اتم طلا ۷۹ پروتون دارد؛ همین عدد است که آن را طلا میکند، نه رنگ و نه وزن.
۱۹٫۳گرم در هر سانتیمتر مکعب
سنگین
یک بطری یکلیتری پر از طلا نزدیک به ۱۹ کیلو وزن دارد؛ حدود ۱٫۷ برابرِ سرب.
۱۰۶۴درجهی سانتیگراد
نقطهی ذوب
در این دما طلا آب میشود و زرگر میتواند آن را در قالب بریزد یا با فلزهای دیگر بیامیزد.
۱متر مربع از یک گرم
چکشخوار
یک گرم طلا را میشود آنقدر کوبید تا ورقی یک متر مربعی شود؛ ورقِ طلا آنقدر نازک میشود که نور سبزآبی از آن رد میشود.
۰زنگ، در هزاران سال
نجیب
اکسیژن و آب بر طلا اثر ندارند. سکهای که دو هزار و پانصد سال زیر خاک مانده، امروز همان رنگ روز ضربش را دارد.
۴میلیگرم در هر تن
کمیاب
در هر تن از پوستهی زمین بهطور میانگین فقط حدود چهار میلیگرم طلا هست؛ معدن جایی است که این عدد هزاران برابر شده باشد.
زرداز نسبیت
رنگ
الکترونهای طلا آنقدر تند میچرخند که اثر نسبیت اینشتین در آنها پیداست؛ همین، طلا را وامیدارد نور آبی را بگیرد و زرد بدرخشد.
طلا از کجا آمده؟
- ستاره
زادهی برخورد ستارهها
ستارهها در قلبشان فقط تا آهن میسازند. عنصرهای سنگینتری مثل طلا در رویدادهایی بسیار پرانرژیتر ساخته میشوند؛ یکی از مهمترینهایش برخورد دو ستارهی نوترونی است که در سال ۲۰۱۷ برای نخستین بار دیده و شنیده شد.
- زمین
باران شهابسنگها
بیشتر طلای زمینِ جوان در هستهی آهنیاش فرو رفت. طبق نظریهای رایج، طلایی که امروز استخراج میکنیم بیشتر با شهابسنگهایی آمده که پس از شکلگیری زمین بر آن باریدند.
- رگه
رگه و رود
آبهای داغِ زیرزمینی طلا را در شکاف سنگها جمع کردند و رودها ذرههایش را شستند و در بستر خود نشاندند؛ نخستین طلای انسان، طلای رودخانه بود.
۲۱۶ هزار تن
همهی طلایی که بشر تا امروز از زمین بیرون آورده، حدود ۲۱۶ هزار تن است. اگر همه را یکجا ذوب کنند، مکعبی میشود به ضلع حدود ۲۲ متر؛ کمتر از نصف بلندی برج آزادی.
تالار ۲
عیار
طلای خالص برای انگشتر زیادی نرم است. زرگر آن را با مس و نقره میآمیزد، و عیار میگوید در این آمیزه چقدر طلاست.
۷۵۰از هزار
یعنی ۱۸ بخش طلا از ۲۴ بخش، و ۷۵٪ طلای خالص.
طلای زینتیِ بازار ایران. سهچهارم طلا، باقی مس و نقره؛ آنقدر سخت که سنگ را نگه دارد.
در ایران عیار را به هزارم میگویند (۷۵۰) و در بیشتر دنیا به قیراط (۱۸). قیراط از نام دانهی خرنوب آمده که روزگاری با آن وزن میکردند؛ سکهی طلای رومی ۲۴ دانه وزن داشت، و از همانجا طلای خالص شد «۲۴ قیراط».
رنگهای طلای ۷۵۰
سهچهارم هر چهار، طلای خالص است؛ آن یکچهارمِ دیگر رنگ را میسازد.
- زردطلا ۷۵٪ · نقره ۱۲٫۵٪ · مس ۱۲٫۵٪
مس و نقره به یک اندازه؛ رنگ گرمِ آشنای طلای ایرانی.
- سرخ (رزگلد)طلا ۷۵٪ · مس ۲۲٫۲۵٪ · نقره ۲٫۷۵٪
مسِ بیشتر رنگ را به صورتی و مسی میبرد.
- سفیدطلا ۷۵٪ · پالادیوم ۲۵٪
پالادیوم یا نیکل زردی را میگیرد؛ معمولاً رویش آبکاری رودیوم میشود.
- سبزطلا ۷۵٪ · نقره ۲۵٪
فقط نقره؛ زردی کمرنگ با تهرنگ سبز، که در طبیعت هم پیدا میشود.
مثقال، از کجا ۴٫۳۳۱۸ آمد؟
- یک مثقال۲۴ نخودحدود ۴٫۶۰۸ گرم←
- عیار نرخ مثقال۷۰۵آبشدهی بازار←
- برگردان به ۷۵۰۴٫۶۰۸ × ۷۰۵ ÷ ۷۵۰۴٫۳۳۱۸ گرم
نرخی که بازار تهران «مثقال» مینامد، بهای یک مثقال طلای ۷۰۵ است. همین مقدار طلای خالص در عیار ۷۵۰ میشود ۴٫۳۳۱۸ گرم؛ برای همین، نرخ هر گرم ۱۸ عیار برابر است با نرخ مثقال تقسیم بر ۴٫۳۳۱۸.
عیار را چطور میسنجند؟

- ۱
سنگ محکاز دوران باستان
سنگی سیاه و ریزدانه. زرگر طلا را روی آن میکشد و رنگِ خطش را با خطِ سوزنهایی با عیار معلوم مقایسه میکند؛ قطرهای اسید خطِ فلزهای ناخالص را پاک میکند و خطِ طلا میماند.
- ۲
چگالیداستان ارشمیدس
طلا از تقریباً همهی فلزهای رایج سنگینتر است. وزن کردن یک کار در هوا و در آب، چگالیاش را میدهد و ناخالصی را لو میدهد.
- ۳
بوته و کورهروش مرجع تا امروز
تکهای از طلا را با سرب در بوتهای متخلخل ذوب میکنند؛ فلزهای پایه اکسید میشوند و در بوته فرو میروند و دانهای از طلا و نقره میماند؛ نقره را با اسید جدا میکنند و وزنِ طلای باقیمانده عیار را دقیق میگوید.
- ۴
پرتو ایکسامروز
دستگاه XRF با تاباندن پرتو ایکس، بیآنکه به کار آسیبی برسد، در چند ثانیه درصد طلا، نقره، مس و روی را میخواند.
تالار ۳
طلا در ایران
از جامهای مارلیک تا سکهی بهار آزادی: سه هزار سال، و هر دوره دستی تازه در کار طلا.
- حدود ۱۴۰۰ تا ۱۰۰۰ پ.ممارلیک، گیلان
جامهای مارلیک
در دههی ۱۳۴۰ باستانشناسان ایرانی در تپهی مارلیک کنار سپیدرود گورهایی پر از جامهای طلا یافتند؛ مشهورترینش جام گاوهای بالدار است که امروز در موزهی ملی ایران است. این جام کوچک از همان شمال غرب و کرانهی خزر است.
جام با ردیف غزالهاشمال غرب ایران، کرانهی خزر · موزهی متروپولیتن - سدهی نهم پ.محسنلو، آذربایجان
جام طلای حسنلو
شهر حسنلو در جنوب دریاچهی ارومیه حدود ۸۰۰ سال پیش از میلاد در آتش سوخت. در سال ۱۳۳۷ باستانشناسان در آوار آن جامی از طلا یافتند که دورش داستانهایی از ایزدان و پهلوانان برجستهکاری شده است.
جام طلای حسنلوموزهی ملی ایران، تهران - سدهی هشتم و هفتم پ.مزیویه، کردستان
گنجینهی زیویه
در سال ۱۳۲۶ در زیویه، نزدیک سقز، گنجینهای از طلا و عاج پیدا شد که بعدها در موزههای جهان پراکنده شد. نقشهای آن آمیزهای از هنر آشوری، سکایی و بومی ایران است.
پلاک با پرندهی شکاریایران · موزهی متروپولیتن - حدود ۵۰۰ پ.مهخامنشیان
دریک، سکهی طلای ایران
داریوش بزرگ سکهای از طلای تقریباً خالص ضرب کرد به وزن حدود هشت و چهار دهم گرم: دریک. شاهِ کماندار روی آن، دو سده در سراسر جهانِ آن روز شناختهشدهترین پول بود.
دریکایران · موزهی متروپولیتن - سدهی پنجم پ.مهخامنشیان
ریتونِ شیر
ریتون جام شاخیشکلی است که به پیکر جانوری ختم میشود. این یکی یک کیلو طلاست: گردن جام را از ورق کوبیدهاند و شیرِ بالدار را جداگانه ساخته و به آن جوش دادهاند.
ریتون با پیکرهی شیرایران · موزهی متروپولیتن - سدهی ششم و پنجم پ.مهخامنشیان
کاسهی شیاردار
کاسههای طلای هخامنشی را از یک ورق چکش میزدند و برجستگیهای قطرهایشکل را از پشت بیرون میآوردند. دور لبهی این یکی نوشتهای به خط میخی کنده شده است.
کاسهی طلای شیاردارایران · موزهی متروپولیتن - سدهی سوم تا هفتم مساسانیان
دینار ساسانی و جام خسرو
ساسانیان بیشتر نقره ضرب میکردند و دینار طلا را برای پیشکش و گنجینه نگه میداشتند. هنرشان در زرگری، طلا و سنگ و شیشهی رنگی را کنار هم مینشاند؛ مانند «جام خسرو» که امروز در کتابخانهی ملی فرانسه است.
- ۴۹۳ ق / ۱۰۹۹ مسلجوقیان
دینار سنجر
این دینار در نیشابور به نام سنجرِ سلجوقی ضرب شده است. وزنش حدود دو و هشت دهم گرم است؛ به اندازهی یک انگشتر کوچک امروزی.
دینار سنجرنیشابور · موزهی متروپولیتن - سدهی یازدهم مسلجوقیان
گردنبندِ دانهدانه
زرگرهای ایرانیِ دورهی سلجوقی در دانهکاری استاد بودند: هزاران گوی طلای به اندازهی دانهی خشخاش که بیلحیمِ پیدا روی سطح مینشینند. این گردنبند ۱۴۵ گرم است.
گردنبند سلجوقیایران · موزهی متروپولیتن - ۱۱۱۸ خورشیدیافشاریان
گنج نادری
نادرشاه از لشکرکشی به هند تخت طاووس، الماس دریای نور و کوه نور را با خود آورد. دریای نور، از بزرگترین الماسهای صورتی جهان، هنوز در تهران است.
- حدود ۱۲۴۸ خورشیدیقاجار
کرهی جواهرنشان
به فرمان ناصرالدین شاه کرهای از حدود ۳۴ کیلوگرم طلا ساختند و بیش از ۵۱ هزار گوهر بر آن نشاندند؛ دریاها زمرد و خشکیها یاقوت. این کره امروز در خزانهی جواهرات ملی، در بانک مرکزی تهران است.
- ۱۳۰۵ تا امروزسکهی امروز
از پهلوی تا بهار آزادی
سکهی پنج پهلوی با نشان شیر و خورشید در ۱۳۰۵ ضرب شد. سکهی بهار آزادی که از ۱۳۵۸ ضرب میشود، حدود ۸٫۱۳ گرم است با عیار ۹۰۰؛ یعنی نزدیک به ۷٫۳ گرم طلای خالص.
پنج پهلوی، ۱۳۰۵بانک ملی ایران
تالار ۴
دست زرگر
ابزارها عوض شدهاند، دستها نه. شش فن که از گورهای مارلیک تا کارگاههای امروز تهران زنده ماندهاند.
- ۱
ریختهگری با موم
- مدل کار را از موم میسازند
- دورش گچ نسوز میریزند و موم را در کوره آب میکنند
- طلای مذاب جای خالیِ موم را پر میکند
روشی بیش از پنج هزار ساله که هنوز پایهی کارگاههای امروزی است؛ فقط مدلهای مومی را حالا گاهی چاپگر سهبعدی میسازد.
- ۲
برجستهکاری و قلمزنی
- ورق طلا را روی بستری از قیر نرم میگذارند
- نقش را از پشت با چکش و سنبه بیرون میآورند
- از رو با قلم، خطها و جزئیات را تیز میکنند
جام حسنلو و ریتونهای هخامنشی همه اینطور ساخته شدهاند: از یک ورق، بیآنکه چیزی از طلا کم شود.
- ۳
دانهکاری
- تکههای ریز طلا را در زغال داغ میکنند تا گوی شوند
- گویها را با چسبی که نمک مس دارد روی کار میچینند
- در آتش، مس با طلا یکی میشود و گوی بیلحیم میچسبد
گوشوارههای سلجوقی و این گردی، هزار سال است که دانههایشان سر جایشان مانده.
- ۴
ملیلهکاری
- مفتول را از سوراخهای ریزتر و ریزتر میکشند
- دو رشته را به هم میتابانند
- تابیدهها را خم میکنند و در قاب مینشانند و لحیم میزنند
زنجان هنوز شهر ملیله است؛ بیشتر با نقره، با همان دستها و همان ابزار.
- ۵
نشاندن سنگ
- جای سنگ را در طلا میتراشند
- سنگ را در جایش مینشانند
- لبهی طلا یا چنگها را روی سنگ میخوابانند
دستبند گنجینهی جیحون روزی خانههایی پر از سنگ و شیشهی رنگی داشت؛ خانهها مانده و سنگها رفتهاند.
- ۶
میناکاری
- پودر شیشهی رنگی را با آب خمیر میکنند
- در خانههای کار مینشانند
- در کوره شیشه آب میشود و رنگ برای همیشه روی فلز میماند
اصفهان شهر میناست؛ مینای نقاشی روی مس و نقره و طلا، رنگی که با گذشت سالها نمیپرد.


تالار ۵
واژهنامه
بازار طلای تهران زبان خودش را دارد. اینها واژههایی است که روی فاکتور و پشت ویترین میشنوید.
- آبشده
- طلای ذوبشده و شمششدهی کارهای کهنه، معمولاً با عیار ۷۰۵ که نرخ مثقال بر پایهی آن است.
- ساخته
- کار ساختهشده و آمادهی فروش، در برابر آبشده.
- اجرت
- دستمزد ساخت هر کار، که به درصد از بهای طلای آن حساب میشود.
- عیار
- میزان طلای خالص در آلیاژ؛ در ایران به هزارم (۷۵۰) و در جهان بیشتر به قیراط (۱۸) گفته میشود.
- مثقال
- یکای وزن بازار، ۲۴ نخود، حدود ۴٫۶۰۸ گرم.
- نخود
- یک بیستوچهارمِ مثقال، حدود ۰٫۱۹۲ گرم.
- محک
- سنگ سیاهی که عیار را با رنگ خطِ طلا روی آن میسنجند؛ «محک زدن» از همینجاست.
- بوته
- ظرف نسوزی که طلا در آن ذوب میشود.
- لحیم
- آلیاژی از طلا با نقطهی ذوب پایینتر که دو تکه را به هم جوش میدهد.
- مفتول
- سیمِ طلا که از حدیده کشیده شده؛ مادّهی خامِ زنجیر و ملیله.
- قلمزنی
- نقش انداختن روی فلز با قلم فولادی و چکش.
- تیزاب سلطانی
- آمیزهی جوهر نمک و جوهر شوره که طلا را حل میکند؛ «سلطانی» چون پادشاهِ فلزها را از پا درمیآورد.
از موزه، به ویترین
هر کار لئون گلد همان ۷۵۰ است که در تالار دوم دیدید، با وزن روی برچسب و قیمت به نرخ همان ساعت اتحادیه.